خرید بک لینک

مردی تاجر در حیاط قصرش انواع مختلف درختان و گیاهان و گلها را کاشته

و باغ بسیار زیبایی را به وجود آورده بود. هر روز بزرگترین سرگرمی و تفریح

او گردش در باغ و لذت بردن از گل و گیاهان آن بود.

تا این که یک روز به سفر رفت. در بازگشت، در اولین فرصت به دیدن باغش رفت .

اما با دیدن آنجا، سر جایش خشکش زد......

نویسنده ی با استعدادم داستان را با تفکر خودت ادامه بده .


موضوعات مرتبط: داستان های هفته

برچسب: نویسنده: ماهان شاکری تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 0:33

صفحه بندی